چیست؟


1. آیا بیماری دوقطبی بدین معناست که من واقعا روانی ام؟

 

هرچند بیماری دوقطبی بیماری روحی جدی می باشد، اما از دیگر بیماری های روحی جدی تر نیست. ابتلا به اختلال دوقطبی به معنای بی خردی شما نیست. تنها بدین معناست که شما باید متوجه اثرات منفی آن بر زندگی خود باشید. بدون توجه به این قضیه، این بیماری سبب مشکلات عدیده ای برای شخص و در روابط و زندگی وی میگردد.

 

2. بیماری دوقطبی همانند دیابت یک اختلال طبی است.

 

در حالیکه برخی تبلیغ های تجاری بیماری دوقطبی را تنها بصورت یک مشکل پزشکی ساده نشان می دهند، بیماری دوقطبی- با توجه به دانش ما و علم موجود در این زمان- یک بیماری پیچیده است (بیماری یا مشکلات روحی) که به شکل روانی، اجتماعی و بیولوژیکی بروز می کند. هرچند مولفه های بارزی در اعصاب بیولوژیکی و ژنتیک دارد، همانند بیماریهای پزشکی مثل ADHD(اختلال بیش فعالی کم توجهی) و یا بیماری های روحی دیگر، اگر درمان اختلال دوقطبی تنها بر مولفه های دارویی تمرکز داشته باشد، غالبا با شکست مواجه میشود.

 

3. افسردگی- شیدایی با بیماری دوقطبی فرق دارد.

 

افسردگی- شیدایی نام قدیمی بیماری دوقطبی است. نام تغییر یافته برای توصیف دقیق حالت بیماری شخصی که میان دو قطب یا دو احساس در حال نوسان است انتخاب شده است. این دو قطب افسردگی و مانیا می باشند.

 

4. تا آخر عمر باید از دارو درمانی استفاده کنم.

 

هرچند فرض اولیه بر این است که همانند بسیاری از بیماری های روحی اشخاص مبتلا به اختلال دوقطبی به دارو درمانی تا آخر عمرشان نیاز دارند، هیچکس نمی تواند حدس بزند که شما، بعنوان یک فرد منحصر بفرد، چگونه به درمانها پاسخ می دهید و یا در آینده نیازهای شما چه خواهند بود. افرادیکه مدت طولانی با این بیماری درگیر بوده اند، اغلب متوجه نوسانات خود بین مانیا و افسردگی شده و ممکن است نیازشان به دارو کاهش یابد و یا بدون عوارض درد آوری قطع گردد.

 

5. از وقتی دارو مصرف می کنم حالم بهتر است، شاید بدین معناست که دیگر به دارو ها احتیاجی ندارم؟

 

اشتباه است. هنگامیکه حال شخص بر اثر مصرف دارو بهتر می شود غالبا مصرف دارو را قطع می کند که این اغلب موجب بازگشت و عود مجدد میگردد. این مشکل رایجی است که در درمان بیماری دوقطبی وجود دارد که متخصصان به آن اصطلاحا  اطاعت از درمان می گویند. به زبان ساده تر، لازم و واجب است که بیمار درمان تجویز شده را فارغ از هر پیشرفتی در حال خود تا زمان مشخص شده ادامه دهد.

 

6. در اختلال  دوقطبی نیازی به مشاوره درمانی نیست.

 

این قضیه از فردی به فرد دیگر متفاوت است (همانند دوز دارو درمانی)، اما این باور غلط است که مشاوره درمانی در درمان بیماری دوقطبی اثر ندارد. مشاوره درمانی می تواند بسیار موثر باشد، چرا که دارو درمانی به تنهایی مهارت های لازم بری مقابله با فشارهای روانی اپیزودهای مختلف را به افراد مبتلا آموزش نمی دهد. مشاوره درمانی به فرد مبتلا به بیماری دوقطبی کمک می کند بیاموزد چگونه با در درزامدت با این اختلال کنار بیاید

 

7. آنتی سایکوتیک ها فقط در درمان اسکیزوفرنی استفاده می شوند.

 

در سال 1990 در آمریکا، دسته ی جدیدی از داروها با نام " آنتی سایکوتیک های آتیپیکال" معرفی شدند. این داروهای جدید تنها برای درمان سایکوز / توهم (همانند شیزوفرنی) بکار نمی روند، بلکه بازه گسترده ای از موارد روان پریشانه را شامل می شوند. یکی از کاربردهای آنها در درمان اختلال دوقطبی در بزرگسالان است. در موارد خاص برای درمان کوتاه مدت در افراد بالای 10 سال هم استفاده می شوند. پس اجازه ندهید که برچسب های رایج در دسته بندی داروها شما را فریب دهد،بسیاری از داروها  برای بیش از یک بیماری بکار می روند.

نمونه ی این داروها : لیتیوم – دیوالپرواکس سدیم ( دپاکین) – لاموتریژین ( لمیکتال) – کاربامازپین ( تگرتول)

 

 

 

8. داروهای آتیپیکال آنتی سایکوتیک اثرات جانبی کمی دارد.

 

این دسته از داروها غالبا رایج ترین نوع درمان تجویزی هستند. در آمریکا سازمان نظارت دارویی و غذایی برآوردکرده است که این نوع داروها بی ضرر هستند. با این حال مانند هر داروی دیگری، این دسته از داروها، اثرات جانبی خود را دارند. این داروها اثرات جانبی متفاوتی نسبت به داروهایی که برای عود کردن بکار میروند، دارند. در راس اثرات جانبی افزایش وزن و معضلات متابولیسمی که منجر دیابت نوع دو شوند،ریسک سکته و مشکلات قلبی (شامل افزایش آریتمی کاردیادیک که سبب مرگ ناگهانی میشود) قرار دارند.

 

9. شاید من فقط افسرده هستم.

 

در اکثر موارد بیماری دوقطبی خود را بشکل افسردگی بالینی نشان می دهد. بیش از 25 درصد افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، به اشتباه تشخیص افسردگی دریافت می کنند. یکی از دلایل این اشتباه آن است که افراد در فاز مانیا احساس نیاز به روانپزشک نمی کنند و حالشن "خوب" است، و معمولا زمان بروز افسردگی به پزشک مراجعه می کنند.

اگر تا به حال دچار اپیزود های افزایش انرژی و کم خوابی بدون دلایل جانبی مثل سوء مصرف مواد، سفر های طولانی، یا شب بیداری درسی/کاری نشده اید، با روانپزشک خود در میان بگذارید. 


مترجم : نازلی

منبع

 ارسال‌شده توسط آبنوس در جمعه 31 شهریور1391 |


 

1- افسردگی در خانم ها طولانی تر، رایج تر، و درمان آن دشوارتر است.

لذا احتمال اینکه شما تشخیص افسردگی دریافت کنید بیش از آقایان است. درنتیجه در خانم ها اختلال دوقطبی دیرتر از آقایان تشخیص داده می شود .

2- اپیزود های مختلط، تغییرات خلقی سریع (Rapid Cycling) ، و اختلال دوقطبی نوع دو در خانم ها رایج تر است.

چنین اختلالاتی معمولا نیاز به ترکیبات دارویی پیچیده تری دارند.

3- داروهای ضدافسردگی در خانم ها بیشتر از آقایان منجر به بروز هیپومانیا و مانیا می شود.

از آنجایی که شما بیش از آقایان در خطر افسردگی هستید، احتمال تجویز داروهای ضدافسردگی برای شما بیشتر است که می تواند محرک اپیزودهای مانیا، هیپومانیا، و مختلط شود.

4- خانم ها بیش از آقایان در خطر اختلالات فیزیکی و دردهای جسمانی هستند.

سردردهای میگرنی، اختلالات تیروئید، مشکلات رایج در خانم ها هستند.

5- در خانم ها داروهای تثبیت خلق، بیش از آقایان منجر به افزایش وزن، مقاومت انسولین*، و افزایش سطح لیپید **خون می شود. این عوامل کیفیت سلامت عمومی شما را کاهش می دهند

 

6- صرف خود این اختلال – نه داروهای درمانی- می توانند برروی خانم ها در دوران بارداری، دوران پس از بارداری ، و نظم خونریزی ماهانه ( پریود) تاثیر منفی بگذارد.

7- خانم ها در دوران افسردگی بیشتر به خودخوری و انزوا روی می آورند در حالیکه آقایان رفتارهای تهاجمی یا تحریک پذیری بالاتری بروز می دهند.

8- خانم ها بیشتر دچار اضطراب، حملات پنیک، اختلالات وسواسی ظاهر و اندام***، اختلالات تغذیه ای**** می شوند. این اختلالات اغلب نیازمند درمان های دارویی و روانی جداگانه اند.

 

 

.

* مقاومت انسولین خطر ابتلا به دیابت ،سندرم تخمدان پلی سیستیک ، و اختلالات خلقی ناشی از پریود را افزایش می دهد.

** افزایش سطح لیپید  یا هایپرلیپیدیا. لیپیدها در واقع اسیدهای چربی و کلسترول در هستند. هایپرلیپیدیا یکی از عوامل ابتلا به بیماری های قلبی است.  

***اختلالات وسواسی ظاهر و اندام دسته ای از اختلالان روانی هستند که در آن فرد مبتلا بیش از اندازه درگیر شکل ظاهری اندام خود است. فرد مبتلا معمولا در ظاهر خود اشکلاتی می بیند که معمولا وجود خارجی ندارند. مثلا به جراحی های زیبایی افراطی روی می آورد.

**** زیاده خوری یا کم خوری غیرعادی ناشی از مشکلات عصبی که سلامت فرد را به خطر می اندازد. انواع رایج:

بولیمیا : پرخوری غیرعادی و اقدام به استفراغ، مصرف داروهای مسهل یا مدر ، یا ورزش های سنگین و افراطی ، و یا روزه های طولانی و سخت برای جبران پرخوری.

آنورکسی یا بی اشتهایی عصبی

اختلال پرخوری: فرد بیش از اندازه می خورد، ورزش نمی کند، معمولا به قدری می خورد که از لحاظ فیزیکی احساس سنگینی شدید و بیماری می کند. معمولا این نوع خوردن غیر از وعده های معمول غذایی است ، مثلا نیمه شب از خواب بیدار می شود. معمولا تنها و دور از چشم دیگران می خورد. پس از این نوع پرخوری احساس ناراحتی و شرم می کند.   

 

منبع

 ارسال‌شده توسط آبنوس در پنجشنبه 26 مرداد1391 |
فهرست «جعبه ابزار دوقطبی»:
مقدمه
بخش 1: جدول خلق

بخش 2: برنامه بهبودی
بخش 3: قرارداد درمان
نتیجه‌گیری


برنامه بهبودی (Wellness Plan) سیستمی است که به شما کمک می‌کند تا برای خوب نگاه داشتن خلقتان، منابع را شناسایی کنید و بر اساس آنها برنامه‌ریزی کنید. این برنامه تا حد زیادی به شخص شما بستگی دارد و بر اصول زیر استوار است:

  • اعتماد به نفس
  • مسئولیت‌پذیری شخصی
  • علم داشتن به شرایطتان
  • حمایت از جانب افراد مورد اطمینان

یک برنامه بهبودی موثر، به خودآگاهی و جهت‌دهی توسط خود شخص نیاز دارد.

اگر مطابق بخش 1 کار را با تهیه جدول خلق آغاز کنید برای یک برنامه بهبودی شخصی قدرتمند آمادگی بیشتری خواهید داشت. این یک روش کمک به خود است که به شما، درکتان از خودتان و شرایطتان بستگی دارد.

فرد دیگری نمی‌تواند این برنامه را برای شما تهیه کند.

نگران نباشید؛ کار سختی نیست. بینشی که از طریق جدول خلق بدست می‌آورید و قالب‌ها و راهنمایی‌هایی که توسط متخصصان اختلال دوقطبی فراهم شده این کار را برای شما راحت‌تر می‌کند.

مراحل کار عبارتند از:

  • وضع روحی و سلامت خود را تحت نظر بگیرید
  • گوش به زنگ باشید تا در صورت ظهور علائم آنها را شناسایی کنید
  • روش‌هایی را که از قبل به عنوان برنامه بهبودی در نظر گرفته‌اید به کار ببندید تا از گسترش علائم اولیه به فازهای جدی شیدایی یا افسردگی جلوگیری کنید.

توجه داشته باشید که: برنامه بهبودی، درست همانند جدول خلق یا قرارداد درمان، فقط یک ابزار است برای اینکه شما نقش فعال‌تری در روند بهبودی خود بازی کنید و برای این طراحی شده است که در کنار دارو درمانی و مراجعه به دکتر مورد استفاده قرار گیرد، نه به عنوان جایگزینی برای آنها.

برنامه‌های خوب ماندن
این برنامه‌ها برای هر شخص منحصر به خود اوست. در ادامه ما مثال‌هایی را ارائه خواهیم داد. درباره مواردی که می‌خواهید در برنامه‌ی خود بگنجانید با دکترتان، همسرتان، عضو خانواده یا دوستتان صحبت کنید. قبل از گنجاندن این راهکارها در برنامه‌ی خود، به این سوالات فکر کنید:

  1. آیا بی‌خطر است؟
  2. آیا به اندازه کافی ساده است که حتی در زمانی که حالم خوب نیست بتوانم از آن استفاده کنم؟
  3. آیا برای من موثر است؟

 

لیست زیر که شامل برخی علائم هشدار، راهکارهای خوب ماندن و محرک‌های رایج است، یک لیست کامل نیست. ممکن است برخی از آنها در مورد شما صدق کند و بعضی از آنها خیر. افراد با هم متفاوت هستند و شما باید لیست شخصی خود را داشته باشید (که با توجه به تجربه‌تان از بیماری و اطلاعات کسب شده از جدول خلق می‌توانید به مرور آنها را تکمیل کنید).
 

محرک‌های رایج برای افسردگی

  • مصرف الکل یا مواد
  • تغییر فصل
  • از دست دادن روابط
  • از دست دادن شغل
  • اختلاف با دیگران
  • قطع مصرف دارو
  • هر رویداد منفی در زندگی یا موضوع ناامید کننده
  • ورزش نکردن
  • تغذیه نامناسب، مثلا فقدان ویتامین‌های ب یا اسید فولیک، یا مصرف قند بالا
  • کناره‌گیری از اجتماع
  • سبک‌های تفکر منفی مثل با خود سخن گفتن منفی، سرزنش کردن و متهم ساختن خود
  • کابوس یا خواب‌های پریشان دیدن
  • هر بیماری فیزیکی ناتوان کننده؛ از دردهای مزمن و طولانی تا یک سرماخوردگی معمولی
  • احساسات غمگین ناشی از فیلم‌ها، کتاب‌ها و موسیقی‌های غمگین یا گفتگو با افراد منفی‌نگر
  • احساس ننگ داشتن از ابتلا به یک بیماری روانی
  • . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
  • . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
  • . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

محرک‌های رایج برای شیدایی (مانیا)

  • کمبود خواب
  • تغییر فصل
  • مصرف الکل یا مواد
  • مصرف داروهای نامناسب همچون داروهای محرک ADHD یا ضدافسردگی‌های SSRI که می‌توانند در افراد مبتلا به دوقطبی باعث بروز شیدایی شوند
  • بررسی ها نشان داده برخی درمان های به اصطلاح طبیعی، خانگی، یا گیاهی یا قرص های مکمل محرک شیدایی هستند.
  • رویدادهای استرس‌آور در خانه، محل کار یا تحصیل
  • اضطراب و فشار مالی
  • مسافرت؛ خصوصا اگر شامل تغییر ساعت هم باشد
  • تغییر در عاداتی که به آنها خو گرفته شده (Routines)؛ مثلا تغییر محل زندگی یا تغییر شغل
  • قطع مصرف دارو
  • تغییر در عادات سیگار کشیدن
  • اختلاف در روابط یا قطع شدن آنها
  • روابط اینترنتی پر استرس مانند چت، معامله‌ی ارز در اینترنت، فعالیت هایی که خاصیت اعتیاد گونه دارند مانند قمار و بازی های آنلاین
  • بیماری جسمی، خصوصا عملکرد نادرست تیرویید، یا دیابت
  • تغذیه نامناسب و کمبود حرکات ورزشی، خصوصا مصرف قند یا کافئین اضافی و کم‌تحرکی
  • . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
  • . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
  • . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


اگر درست نمی‌دانید که محرک‌های شما چیست، تهیه جدول خلق را آغاز کنید.

 

علائم هشدار اولیه شیدایی / نیمه شیدایی (مانیا / هیپومانیا)

  • کاهش نیاز به خواب
  • سرشار از فکر و ایده شدن
  • «زیادی خوب بودن»
  • افزایش انرژی
  • افزایش تحریک‌پذیری
  • عمیق شدن حس‌ها؛ جلوه بیشتر رنگ‌ها، موسیقی و ...
  • افزایش میل و فعالیت جنسی
  • فکرها و احساسات جنسی متفاوت؛ مثلا تمایل به افرادی که تا پیش از این مورد توجه نبودند، یا علاقه به اعمال جنسی‌ای که در حالت عادی تمایلی به آن وجود ندارد
  • احساس صمیمیت و عشق فوق‌العاده نسبت به دیگران
  • احساس اجبار به حرف زدن مدام، تند تند حرف زدن
  • پرش از فکری به فکر دیگر
  • پرش از پروژه‌ای به پروژه‌ی دیگر
  • رانندگی سریع یا خشن
  • تصمیم به خریدهای آنی
  • علاقه به ریسک‌های تجاری یا سرمایه‌گذاری‌های مشکوک
  • افزایش علاقه به امور پرریسک مثل قمار
  • احساس شکست‌ناپذیری، فوق‌العاده قدرتمند بودن، داشتن موهبت‌های خاص
  • بی‌صبری و بی‌قراری؛ نداشتن تحمل در صف ایستادن؛ خسته از «کندی» دیگران
  • به شکل نامعمولی اجتماعی شدن و با غریبه‌ها صحبت کردن
  • پارانویا، احساس اینکه افراد پشت سر من حرف می‌زنند، از من انتقاد می‌کنند و بر علیه من با هم متحد می‌شوند
  • تمایل به بحث و جدل
  • بر عهده گرفتن مسئولیت‌های بزرگ و جاه‌طلبانه که عملی نیستند

 

علائم هشدار اولیه افسردگی

  • دوری کردن از دیگران، رد کردن دعوت‌ها، یا قبول کردن دعوت‌ها اما حاضر نشدن در محل
  • ترک فعالیت‌هایی که معمولا انجام می‌دهید و برایتان اهمیت دارد؛ مثلا رفتن به باشگاه، قدم زدن، کتاب خواندن، یک قرار رمانتیک با همسرتان، بازی کردن با بچه‌ها و ...
  • بیرون نرفتن، حتی در مواردی که در حالت عادی «ضروری» به حساب می‌آمد؛ مانند رفتن به بانک، اداره پست یا سوپرمارکت
  • جواب ندادن به تلفن یا ایمیل
  • سخت‌تر شدن از خواب برخاستن
  • تغییر در الگوی خواب مانند سخت به خواب رفتن، دیرتر یا زودتر از حالت معمول بیدار شدن، بیشتر از معمول خوابیدن، چرت زدن بیش از حد در طول روز
  • سخت‌تر شدن شروع کارها
  • غذا نخوردن، یا زیاد غذا خوردن، خصوصا میان وعده و هله هوله
  • کم‌توجه شدن به ظاهر، نظافت و آراستگی خود
  • احساس کندی و تنبلی
  • ناامیدی
  • غم
  • احساس گناه
  • کم/بی علاقگی علاقه به امور جنسی
  • احساس خستگی
  • آشفتگی
  • تحریک‌پذیری
  • بی‌حس و کرخت بودن
  • احساس اینکه هیچ چیز رویتان اثرگذار نیست
  • بی‌علاقه به همه چیز
  • کاهش توانایی لذت بردن از چیزهای مختلف
  • کند شدن و سخت شدن روند فکر کردن
  • سخت شدن تمرکز
  • سرزنش و انتقاد از خود
  • سخت شدن فکر کردن و تصمیم گرفتن
  • افزایش فکرهای نگران‌کننده
  • خوره‌های فکری؛ فکرهایی که مدام تکرار می‌شوند
  • فکر آسیب زدن به خود
  • فکرهای منفی درباره خود، دیگران و آینده

 

راهکارهای بهبودی رایج

  • خواب کافی و منظم
  • مصرف منظم داروها
  • استفاده از مشاوره و درمان‌های غیردارویی در کنار دارودرمانی
  • مشورت منظم با روانپزشک
  • مراجعه سریع به روانپزشک در صورت مشاهده علائم هشدار اولیه و عمل به توصیه‌های او درباره داروها و تغییر احتمالی دوز آنها
  • اجتناب از مصرف الکل و مواد
  • اجتناب از کار زیاد یا برعهده گیری مسئولیت بیش از حد
  • اجتناب از محرک‌های استرسی، خصوصا اگر قبلا باعث شروع اپیزود شده باشند
  • داشتن برنامه منظم روزانه
  • تغذیه منظم، شامل پروتئین، روغن ماهی، امگا-3، ویتامین ب-12 و اسید فولیک زیاد، و مصرف حداقلی کربوهیدرات‌ها و چربی‌های اشباع
  • ورزش روزانه‌ای که از آن لذت می‌برید
  • اجتناب از محیط‌هایی که باعث تحریک و تهییج زیاد می‌شوند
  • چکاپ منظم و درمان هر بیماری موازی مانند عدم تعادل تیرویید یا دیابت
  • فراگرفتن تکنیک‌های گفتگوی ذهنی و بررسی واقعیت افکار، خصوصا اگر تفکر «همه یا هیچ»، «فاجعه بار» یا غیرعادی دارید.

 

یک نمونه برنامه بهبودی

محرک

علائم هشدار اولیه

راهکار خوب ماندن

تغییر ساعت ناشی از سفر - سفر با داروهای خواب‌آور و تثبیت‌کننده‌های خلق بیشتر (با مشورت دکتر). استراحت بلافاصله پس از سفر
اختلال خواب اشکال در به خواب رفتن استفاده از داروهای خواب‌آور (با مشورت دکتر) برای مدت کوتاه تا تثبیت شدن وضع. افزایش ورزش.
اضطراب و فشار درباره کار، مسائل مالی یا مسائل خانوادگی تحریک‌پذیری، پارانویا، رفتارهای جدلی و بی منطق با دیگران، خرج‌کردن‌های آنی و افراط مالی. افزایش ورزش. تغذیه مناسب. تفکر خود را بر اساس واقعیت کنترل کنید؛ مثلا با کمک همسرتان. اجتناب از بانکداری اینترنتی یا حمل کارت‌های اعتباری

 

فهرست «جعبه ابزار دوقطبی»:
مقدمه
بخش 1: جدول خلق

بخش 2: برنامه بهبودی
بخش 3: قرارداد درمان
نتیجه‌گیری

منبع

 ارسال‌شده توسط پدرام در جمعه 19 اسفند1390 |

آیا اگر فرد مبتلا به دوقطبی برای چند سال درمان نشود، ممکن است دچار نوسانات زیاد (rapid cycling) شود یا مغزش به درمان مقاومت نشان دهد؟
آیا ممکن است اپیزودهای فرد مبتلا، حتی بدون وجود محرک‌ها آغاز شود؟

نتایج برخی تحقیقات، پاسخ این پرسش‌ها را بله می‌داند؛ و علت آن را هم فرایندی می‌داند که به «آتش‌زنه» شهرت یافته است.

پدیده آتش‌زنه (kindling) در صرع، اولین بار به طور تصادفی در پژوهشی توسط گراهام گادرد (Graham Goddard) در سال 1967 کشف شد. گادرد روند یادگیری روی موش‌ها را مورد مطالعه قرار داده بود و در بخشی از مطالعات خود مغز موش‌ها را در معرض تحریک الکتریکی ضعیفی قرار می‌داد که حتی کمتر از آن بود که سبب بروز هیچ گونه تشنجی گردد. پس از گذشت چند هفته از این آزمایشات، دیگر موش‌ها با همان میزان تحریک الکتریکی هم دچار تشنج می‌شدند.

نام «آتش‌زنه» اشاره به یک مثال دارد: اگر کنده‌ای از یک درخت را در معرض آتش قرار دهید شاید به راحتی شعله‌ور نشود؛ اما اگر اطراف آن را با مقداری مواد آتش‌زنه مثل خس و خاشاک احاطه کنید، روند اشتعال تسهیل شده و سرعت می‌یابد. دکتر رابرت پست (Robert M. Post) از NIMH (انستیتو ملی سلامت روان آمریکا) برای اولین بار نظریه آتش‌زنه را درباره اختلال دوقطبی مطرح کرد. دیمیتری و جنیس پاپولوس در کتابشان به نام «کودک دوقطبی» (The Bipolar Child)، این مدل را این گونه توصیف می‌کنند:

... دوره‌های اولیه نوسان ممکن است تحت تاثیر عوامل محیطی آغاز شوند؛ اما اگر نوسانات ادامه یابند و به آنها رسیدگی نشود، مغز حساس می‌شود (به عبارت عامیانه این نوسانات راه خود را در سیستم عصبی پیدا می‌کنند) و اپیزودهای آینده‌ی افسردگی، هیپومانیا (نیمه شیدایی)، یا مانیا (شیدایی) می‌توانند به خودی خود و مستقل از عوامل خارجی و با تکرر بیشتر رخ دهند.

به عبارتی، سلول‌های مغزی‌ای که یک بار درگیر یک اپیزود شده‌اند، احتمال زیادی دارد که دوباره درگیر آن شوند. بنابراین پژوهشگران معتقدند این موضوع، نوسانات مکرر و مقاومت مغز فرد در برابر درمان دوقطبی را تشدید می‌کند. این موضوع همچنین مواردی را که نوسان با محرک‌ها یا اتفاقات خاصی آغاز شده و سپس حالت خودبه‌خودی پیدا کرده، توجیه می‌کند.

علاوه بر این، نشان داده شده که موادی چون کوکایین و الکل هم اثر آتش‌زنگی خود را دارند و این اثر در اختلال دوقطبی را نیز تقویت می‌کنند. در اصل، خود این موضوع که کوکایین باعث تشنج می‌شود زمینه‌ساز تحقیقات دکتر پست و مرتبط دانستن اثر آتش‌زنه در صرع، با اختلالات خلقی شد.

مطالعاتی تحت نظر دکتر جوزف گولدبرگ (Joseph Goldberg) به این نتیجه رسید که بیمارانی که همزمان مبتلا به اختلال دوقطبی و سوء مصرف مواد هستند، به احتمال زیاد بهتر به درمان‌هایی پاسخ می‌دهند که شامل یک داروی «ضد صرع/ثبیت کننده خلق»، مانند دیوالپروکس یا همان دپاکوت (Divalproex or Depakote) یا کاربامازپین یا همان تگرتول (Carbamazepine or Tegretol)، به اضافه لیتیوم یا بدون آن است. حتی مبتلایان دوقطبی‌ای هم که سابقه سوء مصرف مواد ندارند هم به این نوع درمان پاسخ خوبی می‌دهند.

در نتیجه تحقیقات و مطالعات متعدد مربوط به این موضوع، پژوهشگران زیادی روی تشخیص و درمان به‌موقع دوقطبی تاکید ویژه‌ای دارند تا از حساس شدن هر چه بیشتر مغز جلوگیری شود تا منجر به نوسانات مکرر و کم‌اثر شدن داروها نشود.


نتیجه‌ی همه این‌ها چیست؟

  • داروهای خود را دقیقا مطابق دستور دکتر مصرف کنید. اگر اکنون درمان را متوقف کنید، باعث وخامت شرایطتان و سخت‌تر شدن روند کنترل و درمان بیماری در آینده می‌شود.

  • اگر الکل می‌نوشید یا از مواد خاصی استفاده می‌کنید (علاوه بر تفکر بیشتر روی تاثیری که این کار روی بیماری و سختی‌هایی که می‌کشید می‌گذارد!)، صادقانه با دکتر خود در میان بگذارید تا با علم کافی به شرایط شما درمان را تنظیم کند.

  • اگر تشخیص دوقطبی دریافت نکرده‌اید اما احساس می‌کنید که ممکن است به این اختلال مبتلا باشید، برای تشخیص به روانپزشک مراجعه کنید تا در صورت لزوم روند درمانی برای شما آغاز شود. هر چه زودتر، بهتر.


منبع (ارجاع به مقالات مورد استناد، در صفحه دوم منبع)

 ارسال‌شده توسط پدرام در پنجشنبه 20 بهمن1390 |
اشخاص مبتلا به بیماری دوقطبی، در تجربه انواع مختلف اپیزودها و زمان و تعداد دفعات ظهور علائم بیماری با هم تفاوت دارند. برخی از آنها میزان مساوی اپیزودهای شیدایی و افسردگی دارند، درحالیکه برخی تنها یک نوع یا انواع خاصی از اپیزودها را دارند. بیماری در مردان اغلب با فاز شیدایی شروع می‌شود و در زنان با افسردگی بروز می‌کند.

درحالیکه ممکن است 2 تا 3 اپیزود مانیا یا افسردگی در طول چند سال رخ دهند، اکثر اشخاصی که تحت درمان قرار نمی‌گیرند می‌توانند اپیزودهای متعددی داشته باشند. این نوسانات گاهی نیز از الگوی فصلی تبعیت می‌کند (مثلا هیپومانیک شدن در تابستان و یا افسردگی در زمستان). تعداد کمی از افراد مبتلا هم ممکن است در طی سال به کرات و یا حتی دائما نوسان خلق داشته باشند (که دوقطبی پرنوسان یا rapid cyling خوانده می‌شود).

اپیزودها می‌توانند روزها، ماهها و حتی گاه سالها ادامه پیدا کنند. بطور متوسط در غیاب درمان، اپیزودهای مانیک یا هیپومانیک در حدود چند ماه و فاز افسردگی تا 6 ماه یا بیشتر می‌توانند تداوم یابند. بعضی افراد ممکن است بین اپیزودها کاملا بهبود یافته و تا سالها شاهد علائم دیگری نباشند؛ در حالیکه سایرین با افسردگی یا نوسانات نسبتا خفیف ولی مشکل‌ساز دست و پنجه نرم کنند.

منبع - مترجم: نازلی

برای اطلاعات بیشتر مطالعه کنید: انواع اختلال دوقطبی

 ارسال‌شده توسط پدرام در جمعه 14 بهمن1390 |
دلیل واحد و اثبات‌شده‌ای برای بیماری دوقطبی وجود ندارد، اما تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که دوقطبی نتیجه غیرعادی شدن نحوه کارکرد یا ارتباط برخی سلول‌های عصبی مغز است. علت دقیق بیوشیمیایی‌ای که سبب بیماری دوقطبی میگردد، هر چه که باشد، سبب میشود که افراد مبتلا در برابر هیجانات و استرس‌ها و فشارهای احساسی و فیزیکی آسیب‌پذیرتر باشند. در نتیجه، اتفاقات ناخوشایند زندگی، سوء مصرف مواد، کمبود خواب و یا دیگر فشارها و استرس‌ها میتواند آغازگر اپیزودها باشد. هر چند این استرس‌ها در واقع عامل ایجاد کننده بیماری نیستند.

نظریه آسیب‌پذیری مادرزادی در تعامل با محرک‌های محیطی، همانند نظریاتی است که برای خیلی از موارد پزشکی دیگر وجود دارد. مثلا در بیماری قلبی، شخص ممکن است تمایل بدن به افزایش کلسترول یا فشار خون بالا را به ارث برده باشد، که این خود می‌تواند سبب آسیب تدریجی به منابع اکسیژن قلب شود. حال در خلال استرس، مثلا فشارهای فیزیکی و یا تنش‌های احساسی، شخص بطور ناگهانی درد قفسه سینه خواهد گرفت و یا اگر ذخیره اکسیژن بسیار کم گردد، فرد دچار حمله قلبی خواهد شد. در این مورد، درمان شامل استفاده از داروهای کاهنده فشار خون و یا کلسترول (درمان بیماری اصلی) و تغییر در نحوه زندگی (مثلا ورزش، رژیم غذایی و کاهش استرس‌ها) می‌باشد. بطور مشابه در بیماری دوقطبی، از تثبیت کننده های خلق برای درمان بیماری اصلی بیولوژیکی استفاده می‌شود و بطور همزمان تغییر در سبک و شیوه زندگی (مثلا کاهش استرس، خواب منظم و کافی، اجتناب از مصرف مواد) برای کاهش ریسک عود کردن علائم بیماری توصیه می‌گردد.


آیا بیماری دوقطبی ارثی است؟
بیماری دوقطبی می‌تواند در خانواده‌ها وجود داشته باشد. محققین تعدادی ژن را که احتمالا به این اختلال مربوط هستند شناسایی کرده و احتمال داده‌اند که مشکلات گوناگون بیولوژیکی ممکن است در بیماری دوقطبی رخ دهد. همانند دیگر بیماریهای پیچیده ارثی، بیماری دوقطبی تنها در تعدادی از افرادی که در معرض ریسک ژنتیکی قرار دارند رخ می‌دهد. بعنوان مثال، اگر فردی بیماری دوقطبی داشته باشد ولی همسر او مبتلا نباشد، تنها یک هفتم احتمال این وجود دارد که فرزند وی مبتلا گردد. در صورتیکه تعداد بیشتری از اقوام شما مبتلا به افسردگی یا بیماری دوقطبی باشند، این احتمال بیشتر خواهد شد.

منبع - مترجم: نازلی

 ارسال‌شده توسط پدرام در جمعه 14 بهمن1390 |
اختلالات خلقی از یک سلسله علائم تشکیل یافته‌اند که هفته‌ها تا ماه‌ها دوام می‌یابند، و از کارکرد عادی شخص کاملا متفاوت هستند و میل به عود، معمولا بطور دوره‌ای یا چرخشی دارند.
خلق ممکن است طبیعی، بالا، یا پایین باشد. شخص طبیعی طیف وسیعی از خلق‌ها را تجربه می‌کند و به همان نسبت مجموعه‌ای از تجلیات عاطفی نیز دارد. شخص عادی قادر به کنترل اخلاق و عواطف خود هست. اختلالات خلقی گروهی حالات بالینی هستند که با اختلال خلق، فقدان احساس کنترل بر خلق، و تجربه ذهنی ناراحتی شدید همراه هستند.

کسانی که خلق بالا دارند (مانی یا مانیا)، حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش اعتماد به نفس، و افکار بزرگ‌منشانه نشان می‌دهند.

افرادی که خلق پایین دارند (افسردگی)، با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بی‌اشتهایی، و افکار مرگ و خودکشی مشخص هستند. سایر علائم و نشانه‌ها عبارتند از تغییر در سطح فعالیت، توانایی‌های شناختی، تکلم و اعمال نباتی (یعنی خواب، اشتها، فعالیت جنسی و سایر ریتم‌های بیولوژیک).

این اختلالات عملا همیشه منجر به اختلال در عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و بین فردی می‌گردد.

بیمارانی که فقط دوره‌های افسردگی اساسی دارند گفته می‌شود مبتلا به اختلال افسردگی اساسی (major depressive disorder) یا افسردگی یک قطبی هستند. بیمارانی که هم دوره‌های افسردگی دارند و هم مانی (مانیا) یا فقط دوره‌های مانیا دارند، دچار اختلال دوقطبی (bipolar disorder) هستند.
اصطلاحات مانی یک قطبی، مانی خالص (pure mania) یا مانی نشئه‌ای (euphoric mania) گاهی برای بیمارانی که دوره‌های افسردگی ندارند مورد استفاده قرار می‌گیرند.

هیپومانی (هیپومانیا - hypomania) دوره‌ای از علائم مانی است که واجد تمام ملاک‌های دوره منیک نیست.

دوره مانیا دوره مشخص (حداقل به مدت یک هفته یا اگر بیماری بستری شود، کمتر از یک هفته) با «خلق نابهنجار و مستمرا بالا، منبسط و تحریک‌پذیر» است.

دوره هیپومانی (هیپومانیا - hypomania) حداقل 4 روز طول می‌کشد و شبیه دوره مانیا است به استثناء اینکه شدت آن در حدی نیست که موجب تخریب در کارکرد اجتماعی یا شغلی شود و علائم پسیکوتیک نیز در آون وجود ندارد.

مانیا و هیپومانیا هر دو با افزایش اعتماد به نفس، کاهش نیاز به خواب، فعالیت جسمی و روانی بالا، و درگیر شدن افراطی در رفتارهای لذت‌بخش همراه هستند.

دوره مختلط (mixed episode) دوره‌ای است حداقل به مدت 1 هفته که در آن یک دوره مانیا و یک دوره افسردگی تقریبا هر روز روی می‌دهند.


برگرفته از: خلاصه روانپزشکی / تالیف: کاپلان - سادوک / ترجمه: پور افکاری

انواع اختلال دوقطبی

 ارسال‌شده توسط پدرام در جمعه 22 مهر1390 |

درحالیکه تعداد افراد مبتلا به این اختلال خلقی رو به افزایش است، هنوز خلا آگاهی در این حوزه به شدت محسوس است.  در اینجا قصدداریم تعدادی از باورهای رایج را که پایه ی علمی و واقعی ندارند نام برده و تصحیح کنیم.

1- اختلال دوقطبی یک اختلال نادر است (غلط)
بر اساس آمار و ارقام، اختلال دوقطبی در طی یک سال، حدود 7.5 میلیون نفر از بزرگسالان یا بعبارتی 2.6% از جمیعیت 18 سال به بالای آمریکا را تحت تاثیر قرار می دهد.
دستیابی به یک آمار منطقی برای نوجوانان و کودکان در این حوزه کار دشواری است چرا که هنوز اختلاف نظرهایی بین متخصصین در تعیین علائم اختلال دوقطبی در این سنین، وجوددارد.

2- اختلال دوقطبی درواقع همان نوسان خلق معمول است (غلط)
نوسانات خلقی مربوط به اختلال دو قطبی بسیار شدیدتر و اغلب طولانی مدت تر هستند. بخصوص این نوسانات بطور معمول زندگی شغلی، تحصیلی و عاطفی فرد را دچار اشکال می کنند. این افراد اغلب بدلیل نوسان های خلقی خود در ادارهی امور منزل، کنترل روابط عاطفی و مسائل شغلی یا درسی دچار مشکل می شوند . یک فرد عادی ممکن است با دیدن هوای ابری و بهم ریختن برنامه ی آخرهفته دچار ناراحتی گذرا و ناگهانی بشود و بلافاصله با لطیفهای که می شنود بخندد. چنین نوسان هایی به هیچ وجه قابل مقایسه با آنچه در اختلال دوقطبی روی می دهد نیستند.

3- بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی بطور مداوم بین افسردگی و شیدایی در نوسان هستند (غلط)
روانپزشکان معتقدند بطور معمول افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بیشتر مبتلا به افسردگی می شوند و دوره های شیدایی کمتر اتفاق می افتند. همچنین اکثر افراد بدلیل افسردگی به روانپزشک مراجعه می کنند و ممکن است طی سالها تنها یک بار شیدایی را تجربه کنند. لذا برای تشخیص دوقطبی لازم نیست حتما یک الگوی رفت و برگشتی وجود داشته باشد.
با این حال دسته ای از افراد دوقطبی، نوسان خلق سریعتری دارند که جزو حالت های خاص تر محسوب می شوند.
مبتلایان به اختلال دوقطبی، همیشه در حالت افسردگی یا شیدایی نیستند. در حالتی که نوساناتشان کنترل شده باشد، یا بطور کلی بعد از اپیزودها، خلق نرمال و عادی دارند.

4- در فاز شیدایی، افراد بسیار خوشحال و سرزنده هستند (غلط)
این واقعیت دارد که برخی از افراد در فاز شیدایی سرخوش هستند اما برای بقیه ی افراد، شیدایی به منزله ی خوشحالی نیست. همچنین ممکن است شروع فاز شیدایی همراه با سرخوشی باشد اما لزوما دوام زیادی نخواهد داشت. معمولا تعداد قابل توجهی از افراد در فاز شیدایی بتدریج تحریک پذیر، حساس و پرخاشگر می شوند.
بسیاری از این بیماران از سررسیدن فاز مانیا می ترسند چرا که مانیا به منزله ی از دست رفتن کنترل افکار و اعمال آنهاست، بعلاوه اینکه در بیشتر موارد بی خوابی هم مزید بر علت می شود و شرایط آزاردهنده‌ای را موجب می‌شود. فرد مانیک با ولخرجی، سوء‌مصرف مواد و الکل، اشکال در تمرکز و ضعف در قدرت قضاوت خود دچار مشکلات زیادی می شود. همچنین فعالیت جنسی ممکن است افزایش بیابد و افراد در حفظ سلوک رفتار خود دچار مشکل بشوند. چیزی که اغلب اطرافیان اینطور توصیف می کنند" انگار خودش نیست".

5- تست های تشخیص اختلال دوقطبی وجود دارند (غلط)
تنها تستی که امروزه به نام تست تشخیص اختلال دوقطبی وجود دارد با استفاده از بزاق دهان دو جهش ژنتیکی در ژنی به نام GRK3 را بررسی می کند. اما این تست هنوز قطعیت کافی ندارد.
امروزه، تشخیص این اختلال بستگی به علائم بالینی ، تاریخچه ی بیمار و زمینه ی خانوادگی دارد.

6- این اختلال تا سن 18 سالگی قابل تشخیص نیست (غلط)
در عین حال که تشخیص قاطع این اختلال در سنین زیر 18 سال کار دشواری است، اما این گزاره صحت ندارد. موارد متعددی از کودکانی هستند که علائم کلاسیک این اختلال را در سالهای کودکی بروز می دهند.

7- افراد مبتلا به این اختلال نباید از داروهای ضدافسردگی استفاده کنند (غلط)
این نگرانی وجود دارد که مصرف داروهای ضدافسردگی در فاز افسردگی ِ اختلال دوقطبی، موجب بروز شیدایی شود. این نگرانی بی مورد نیست. با این حال در فاز افسردگی، اغلب نیاز به داروهای ضدافسردگی وجود دارد و باید با دقت و زیر نظر متخصص تجویز شوند.

8- در کنار دارودرمانی و روان درمانی، بیماران گزینه ی دیگری برای بهبودی ندارند (غلط)
بیماران قادر هستند برای خود یک استراتژی حمایتی فعال ایجاد کنند. منظم نگه داشتن ساعات خواب، رژیم غذایی سالم، ورزش های سبک مانند ایروبیک و یوگا در کنار توجه به علائم و زنگ خطر های شیدایی و افسردگی، به افراد در کنترل این اختلال کمک می کند.
یکی از مهمترین مسائل در روند بهبودی، شناخت علائم و پیش آگهیهای نوسان خلق هستند. بعنوان مثال اگر فرد با دقت در وضعیت و زمان بروز فازهای شیدایی متوجه شود تغییرناگهانی ساعت بیداری او به 4 صبح، یعنی «شیدایی در راه است»، می تواند بلافاصله با کمک پزشک خود و روش های دارویی موجود ساعت خواب خود را به وضع عادی برگرداند و مانع از بروز شیدایی شود.

منبع:. Kathleen Doheny - WebMD
 

 ارسال‌شده توسط آبنوس در جمعه 22 مهر1390 |

 اختلال دوقطبی نوع 1

برای اینکه دوقطبی نوع 1 باشید باید حتما دچار یک حمله مانیا یا مختلط (میکس) شده باشید. حمله مانیک باید حداقل یک هفته ادامه پیدا کند یا اینکه آنقدر جدی باشد که نیازمند بستری شدن باشید. همچنین باید تا حدودی تاثیر منفی بر روی بعضی جنبه های زندگی شما – ازدواج ، حرفه، منابع مالی-  داشته باشد.  بروز افسردگی برای این تشخیص الزامی نیست؛ با این حال بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع1 یک یا دو افسردگی اساسی را در طول زندگی تجربه کرده اند.

تشخیص درست و دقیق مانیا غالبا وابسته به شرابط متعددی است که در همه ی دسته بندی های دیگر دوقطبی هم صدق می کند. برای تعیین یک حمله مانیک خالص ، عوامل زیر لازم هستند:

مانیا وابسته به افزایش دارو نیست. بعنوان مثال اگر در زمان تشخیص، داروی ضدافسردگی، استروئید یا کوکائین مصرف می کرده اید، نشانگان مانیا ارتباطی به شیدایی اختلال دوقطبی ندارند.

پزشکان دلیل طبی دیگری برای وقوع این مانیا پیدا نمی کنند. اگر دچار بهم ریختگی هورمون ها هستید، پزشک تا زمانی که اختلال هورمونی شمارا درمان نکند نمی تواند تشخیص اختلال دوقطبی بگذارد.

پزشکان احتمال یک اختلال شیزو افکتیو  را رد کنند. اختلال شیزوافکتیو، یک بیماری متفاوت است. هرچند علائم و درمان آن مشابه اختلال دوقطبی هستند، جنبه های دیگر مثل نوع ، مدت زمان ِ سایکوز ها ( همراه با توهم و هذیان)، بسیار متفاوت هستند.

 

اختلال دوقطبی نوع2

 ویژگی اختلال دوقطبی نوع 2 یک یا تعدادی حمله های افسردگی اساسی به همراه حداقل یک حمله هیپومانیا است. باید حمله های افسردگی حداقل دوهفته و هیپومانیا حداقل چهار روز طول بکشند.

هیپومانیا نوع خفیف تری از مانیا است که با افزایش سطح انرژی و  فعالیت ذهنی همراه بوده و اغلب بسیار خوشایند است. در این نوع از اختلال شما احساس قدرتمندی، آگاهی زیاد، خلاقیت، علاقه ی آتشین و بی‌حد و مرز می کنید. اما ممکن است هیپومانیا دیسفوریک* ( همراه با بیقراری شدید) باشد و شما را تند مزاج، تحریک‌پذیر، آشفته ، عصبی و یا وحشت زده کند.

 

به یادداشته باشید که:  هیپومانیا لزوما رابطه‌ها را بر هم نمی‌زند یا منجر به رفتارهای پرخطر نمی شود، اما رفتار شما می تواند اطرافیان را حسابی برنجاند.

 

اختلال ادواری خویی

اختلال ادواری خویی نوع خفیف تری از اختلال دوقطبی است که گاهی به آن دوقطبی بی قطبی "دوقطبی معلق" هم می گویند که به طور مزمن زندگی شمارا بر هم می زند.ادواری خویی یعنی حمله های متعدد هیپومانیا و علائم افسردگی، که هیچکدام ملاک های مانیا یا افسردگی اساسی را از لحاظ شدت و مدت ندارند.

در این اختلال علائم باید حداقل دو سال به طول بینجامند و در این مدت نباید خلق ثابت یا سرزندگی* (Euthymic)، بیش از دو ماه به طول بینجامد.

به یادداشته باشید که :بعضی بیماران ادواری خویی به تدریج وارد فازهای مانیای اساسی، مختلط یا افسردگی می شوند و بعد تشخیص دوقطبی نوع1 یا 2 دریافت می کنند. عوامل بازدارنده ای از قبیل مشاوره و رواندرمانی، تغییر سبک زندگی و دارودرمانی می توانند جلوی این روند منفی را بگیرند.

 

دوقطبی نامشخص

دسته بندی سه نوع اختلال دوقطبی، گزیده ای از چاپ چهارم مجموعه ی DSM-IV ( دستورالعمل تشخیصی و آماری اختلالات روانی ) بود که توسط انجمن روانپزشکان آمریکا چاپ شده است. DSM-IV دسته‌ی چهارمی هم تعریف کرده است، دوقطبی NOS، که مربوط به تمامی انواع اختلال دوقطبی است که در هیچکدام از سه دسته‌ی پیشین جای نمی‌گیرند.

معمولا این دسته نشانه های زیر را دارند:

  • نوسان های شدید خلق که می توانند در دسته ی مانیا، هیپومانی یا افسردگی قرار بگیرند اما از لحاظ مدت زمان واجد شرایط سه دسته‌ی گفته شده نیستند.
  • هیپومانیای بدون افسردگی
  • مانیا یا اختلال ادواری خویی که معمولا با شیزوفرنی، اختلال سایکوتیک NOS یا اختلال توهمی (اختلالی که منجر به سایکوز، هذیان و افکار توهمی می شود) همراه می شود.
  • افسردگی مزمن و/یا افسرده خویی ( افسردگی خفیف طولانی مدت) همراه با حمله های هیپومانیا
 

نوسان های آونگی

نوسان های آونگی/ سریع نوع جداگانه ای از اختلال دوقطبی نیستند، بلکه زیر مجموعه از ای اختلال دوقطبی نوع 1 یا2 محسوب می شوند و واجد علائم زیر هستند:

  • وقوع 4 حمله ( افسردگی، مانیا، هیپومانیا، مختلط) یا بیشتر در طول یک سال
  • حمله ها باید از نوع اساسی و عمیق باشند و مدت زمان لازم را دارا باشند 
  • بر اثر مانیا یا حمله ی مختلط فرد بستری شود یا این دو حمله حداقل یک هفته، افسردگی حداقل دو هفته، و هیپومانیا حداقل 4 روز طول بکشد. به عبارت دیگر، نوسان های سریع، به معنی تغییرات خلقی دقیقه ای یا ساعت به ساعت نیستند. 

 

به یادداشته باشید که : نوسان های سریع آونگی تنها نوعی از اختلال دوقطبی هستند که در بین زنان بیش از مردان شایع اند. تمام انواع دیگر دوقطبی بین دوجنس شانس برابری برای وقوع دارند.

 

منبع:
Bipolar Disorder For Dummies – by: Candida Fink, MD and Joseph Kraynak

Keywords:

انواع اختلال دوقطبی دوقطبی نوع یک دوقطبی نوع دو مانیا هایپومانیا هیپومانیا افسردگی شیدایی افسردگی اختلال روانی اختلال ادواری خویی هیپومانیا هایپومانیا DSM-IV نوسان خلق توهم سایکوز شیزوفرنی

 ارسال‌شده توسط آبنوس در شنبه 9 مهر1390 |